- تعداد نمایش : 2
- تعداد دانلود : 3
- آدرس کوتاه شده مقاله: https://bahareadab.com/article_id/2091
- کد IranDOI مقاله: IranDOI :10.irandoi.2002/bahareadab.2026 .19 .8390
ماهنامه علمی سبک شناسی نظم و نثر فارسی (بهار ادب)
سال 19،
شماره 9،
،
شماره پی در پی 127
بررسی تطبیقی بُنمایه های اساطیری در ساختارِ روایی منظومۀ بانوگشسپ نامه و شاهنامه فردوسی براساس نظریات ژرار ژنت
صفحه
(259
- 278)
زهره اسماعیلزاده ، محمدمهدی اسماعیلی (نویسنده مسئول)، لطیفه سلامت باویل
تاریخ دریافت مقاله
: خرداد 1405
تاریخ پذیرش قطعی مقاله
: شهریور 1405
چکیده
زمینه و هدف: منظومۀ «بانوگشسپنامه» از معدود حماسه های فارسی است که قهرمان اصلی آن زنی پهلوان است و از این منظر، ظرفیت قابلتوجهی برای بررسی دگرگونی الگوهای جنسیتی و روایی در سنت حماسه سرایی فارسی دارد. این پژوهش با تکیه بر نظریۀ بیشمتنی ژرار ژنت، به بررسی رابطۀ «شاهنامه» بعنوان پیشمتن و «بانوگشسپنامه» بعنوان زیرمتن پرداخته و سازوکارهای دگردیسی، همانندسازی و تغییرات روایی در این منظومه را بررسی میکند.
روش پژوهش: این پژوهش با رویکردی توصیفی ـ تحلیلی و بر مبنای نظریۀ بیشمتنی ژرار ژنت انجام شده است. شاهنامه بعنوان پیشمتن و بانوگشسپنامه بعنوان زیرمتن در نظر گرفته شده و میزان و چگونگی تأثیرپذیری منظومۀ متأخر از اثر فردوسی در سطوح شخصیتپردازی، واژگان، مضامین، الگوهای روایی و ساختار زمانی بررسی شده است.
یافته های پژوهش:یافته ها نشان میدهد مهمترین جلوۀ بیشمتنی در بانوگشسپنامه، تغییر جنسیت قهرمان از مرد به زن، همراه با حفظ ویژگیهای اصلی پهلوانی رستم است؛ بگونه ای که بانوگشسپ را میتوان بازآفرینی زنانه ای از الگوی رستم دانست. این همانندسازی، در عین حفظ مؤلفه های پهلوانی پیشمتن، با ایجاد دگردیسی جنسیتی، الگوی نقشآفرینی زنان در حماسۀ فارسی را تغییر میدهد.
نتایج پژوهش: نتایج پژوهش بیانگر آن است که بانوگشسپنامه صرفاً بازتکرار الگوهای حماسی شاهنامه نیست، بلکه با بازآفرینی و دگردیسی عناصر پیشمتن، بویژه در زمینۀ جنسیت قهرمان و سازماندهی روایت، الگویی متفاوت از حماسۀ زنمحور ارائه میدهد. تغییر جایگاه زن از شخصیتی عمدتاً عاطفی و خانوادگی به پهلوانی کنشگر، مهمترین دگردیسی این منظومه در قیاس با پیشمتن است. از سوی دیگر، بهره گیری از زمانپریشی، کانونیشدگیهای متنوع و تغییرات سرعت روایت نشان میدهد که شاعر ، ضمن حفظ پیوند خود با سنت روایی شاهنامه، در سازماندهی روایت و بازپردازی الگوهای آن نیز دست به تغییر زده است. بنابراین، بانوگشسپنامه را میتوان نمونه ای از تداوم همراه با دگردیسی در سنت حماسه سرایی فارسی دانست.
کلمات کلیدی
بنمایه های اساطیری. نظریه ژرار ژنت. بانوگشسبنامه. شاهنامه ف
- آیدنلو. سجاد(1388). متون منظوم پهلوانی:برگزیده نظومه های پهلوانی پس از شاهنامه. تهران: سمت، ص24.
- بولن. شینودا (۱۳۹۱). نمادهای اسطوره ای و روان شناسی زنان. ترجمۀ آذر یوسفی. تهران: روشنگران و مطالعات زنان، صص68-69.
- تایسن. لوییس (1387). نظریه های نقد ادبی معاصر. ترجمۀ مازیار حسن زاده و فاطمه حسینی. تهران: انتشارات نگاه امروز، ص 38.
- جلالی قاسم پور. فرحناز و دیگران(1402).« بررسی و تحلیل لایه توصیف در مفاخره ها و رجزخوانیهای گرشاسبنامه و بانو گشسبنامه بر اساس نظریه تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف». نشریه علمی سبکشناسی نظم و نثر فارسی(بهار ادب). دوره 16. پیاپی 85. صص 1-15.
- ژنت. ژرار (1398). گفتمان روایت. ترجمۀ معصومه زواریان. .تهران: انتشارات سمت، صص 38-41-53-69-102.
- سیلور. درو (۱۳۸۲). ایزدان و ایزدبانوان یونانی. ترجمۀ گلشن اسماعیل پور. تهران: اسطوره، ص109.
- کارنوی. آلبرت (1383). اساطیر ایرانی. ترجمۀ احمد طباطبایی. تهران: انتشارات علمی فرهنگی، ص 102.
- کاسیرر. ارنست (1378). فلسفۀ صورت های سمبولیک: اندیشه های اسطوره ای. جلد 2. ترجمۀ یدالله موقن. تهران: نشر هرمس، ص 89
- کراچی. روح انگیز (1382). بانوگشسپ نامه. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
- فردوسی. حکیم ابوالقاسم(1404). شاهنامه. به کوشش جلال خالقی مطلق. چهار جلد. چاپ سیام. تهران: سخن.
- یونگ. کارل گوستاو(1386). تحلیل رویا: گفتارهایی در تعبیر و تفسیر رویا. ترجمه آزاده شکوهی و رضا رضایی. تهران: افکار، ص271.
- ______________(1390). روانشناسی و کیمیاگری. ترجمه پروین فرامرزی تهران: به نشر، ص22.
